تا همین چند وقت پیش، وقتی یک ماشین چینی را بررسی می‌کردیم، خیلی‌ها به ما معترض می‌شدند و می‌گفتند اصلاً چرا روی این خودروهای بی‌کیفیت وقت گذاشته‌اید؟! اما حالا دو اتفاق باعث شده که اعتراض چندانی به بررسی این قبیل خودروها وجود نداشته باشد. اولی اینکه خوشبختانه در این سال‌ها ماشین‌های چینی از نظر طراحی، کیفیت و حتی ایمنی پیشرفت قابل توجهی داشته‌اند و اکنون دیگر با آن چهارچرخ‌های سابق، که فقط نام "خودرو" را یدک می‌کشیدند، قابل مقایسه نیستند. و دوم اینکه متاسفانه با قیمت جدید دلار و توقف واردات خودرو، دیگر انتخاب چندانی پیش رویمان وجود ندارد! در نتیجه امیدوارم حداقل دو خودرویی که امروز برایتان در نظر گرفته‌ایم از بررسی ما سر بلند بیرون آیند که شاید مرهمی هرچند جزئی بر زخم نبود برندهای پیشرو باشند تا بیش از این از اوضاع نابسامان خودرویی کشور دلسرد نشویم.

طراحی ظاهری

قبل از هر چیز باید بگویم که امروز با دو محصول خوش‌قیافه از چین طرف هستیم. ابتدا نگاهی به هاوال بیاندازیم؛ ماشینی با خطوط مستقیم و ظاهری منظم که با بدنه جعبه‌ای شکلش تا حدودی حس یک شاسی‌بلند واقعی را به بیننده منتقل می‌کند. البته جلو پنجره بزرگ و ارتفاع نسبتاً زیاد شاسی هم در ایجاد این احساس بی‌تاثیر نبوده‌اند. به طور کلی اجزاء بدنه و خطوط طراحی، تناسب خوبی باهم دارند و همین باعث شده که هاوال H2 در عین سادگی، شیک و جذاب به نظر برسد. البته طراحان هاوال تا حدودی محافظه‌کاری را هم چاشنی کارشان کرده‌اند اما این محافظه کاری نه تنها تاثیر منفی چندانی روی ظاهر ماشین نداشته بلکه برعکس باعث شده که طراحی H2 خیلی عامه پسند از کار درآید. از دقت به ریزه کاری هایی مثل طراحی جالب زیرسپر جلو، ستون c و خط شانه ای که تا صندوق ادامه یافته هم نمیشود به این راحتی گذشت، زیرا همین نکات کوچک، طراحی ماشین را از حالت کسالت بار دور نگاه داشته اند. در پشت سر هم قطعاتی مثل بالچه های انتهایی، چراغهای خوش تراش، صندوق دو طبقه و سر اگزوزهای دوگانه توانسته اند پایان خوشی برای H2 ترسیم نمایند.

اما در طرف دیگر میدان، هایما در ساخت S5 حسابی ریسک کرده و با خطوطی جسورانه و حجم های اغراق آمیز توانسته ظاهری هیجان انگیز تر از رقیب خلق نماید. مثلاً اگر نگاهی به خطوط روی کاپوت و کناره بدنه بیندازید متوجه میشوید که هایما بیشتر از هاوال روی عضلاتش کار کرده است! دماغه ترسناک ماشین هم مثل یک اژدهای خشمگین طراحی شده و گویا با این چشمان عصبی و دهان باز میخواهد به تیم بررسی حمله کند! حتی طراحی سقف هم که با یک شیب ملایم به سمت ستون C سر خورده توانسته نیم رخ ماشین را چالاک تر از نشان بدهد. در مورد زاویه پشتی قبل از هر چیز به این نکته اشاره کنم که چراغها توسط مالک با مدل جدیدتر تعویض شده اند و نمونه های داخلی با همان چراغهای معمولی به مشتری تحویل داده میشوند. اما گذشته از این مورد طراحی قسمت پشتی هایما نیز با قسمت جلوئی هماهنگ می باشد و با همان خطوط منحنی و سپر و بالچه های اسپرت، حس جسارت نسبی را به بیننده منتقل مینماید. تنها مشکل اینجاست که برخی معتقدند هایما در استفاده از حجم ها و ترکیب خطوط کمی زیاده روی کرده و این کار ظاهر ماشین را تا حدودی شلوغ نموده. البته من هم با این نظر موافقم اما به هر حال زیبایی یک بحث سلیقه ای است و سبک طراحی دو میهمان امروز ما هم کاملاً با هم متفاوت می باشد.

پس بهتر است قضاوت را به شما و سلیقه شخصیتان بسپارم زیرا ممکن است برخی ظاهر شیک و کت و شلوار اتو کشیده H2 را بپسندند و برخی دیگر از حجم های اغراق آمیز و چشمان پف آلود S5 خوششان بیاید.

طراحی داخلی

در داخل اتاق هم وضعیت مشابه قسمت بیرونی است. در واقع اینجا هم هاوال با استفاده از خطوط مستقیم و چیدمان ساده قطعات، داشبوردی شیک و کلاسیک را پیش رویمان قرار داده و در طرف دیگر هایما با یک سری خطوط منحنی و کنسول V شکل، سعی کرده خلاقیت و متفاوت بودن را به رخ بکشاند. این خصوصیات حتی در پشت آمپر و دریچه های تهویه دو محصول هم دیده میشوند. البته با اینکه میزان جسارت و خلاقیت در داشبورد S5 بیشتر دیده شد اما از نظر پختگی طراحی وضعیت H2 اندکی بهتر ارزیابی شد. هرچند اینجا هم بحث تا حدودی سلیقه ای میشود ولی به نظر من برای عادت کردن به خطوط متفاوت S5 به مقداری زمان نیاز است.

خوب ظاهر که از روی عکس ها هم مشخص بود؛ پس اجازه بدهید کمی هم در مورد چیزهایی که در تصاویر دیده نمیشوند صحبت کنیم. خوشبختانه اوضاع کیفی هر دو ماشین "حداقل فعلاً که کارکرد پایینی دارند" مناسب به نظر میرسد. البته در نگاه اول کابین H2 حس لوکس تر و با کیفیت تری به ما داد اما وقتی قسمت های مختلف داشبورد و رودری های هایما را هم لمس کردیم متوجه شدیم که S5 نیز مثل هموطنش در این قسمت ها از پوششی نرم و مناسب استفاده کرده که ضمن القاء حس خوب، میتواند نوید بخش دوام بیشتر در مقابل ترک خوردگی و به صدا افتادن نیز باشد. "البته برای قضاوت در این خصوص اندکی زود است، زیرا ماندگاری داشبورد به فاکتورهای دیگری هم بستگی دارد".

در مورد جادار بودن روی صندلی های جلوی هر دو ماشین شرایط مناسب ارزیابی شد؛ در پشت سر هم جای پای هر دو خوب است اما در مورد فضای سر، شیب انتهایی سقف هایما مقداری فضای این قسمت را محدود کرده و در نتیجه افراد بلند قد روی صندلی عقبی هاوال اندکی راحت تر مینشینند.
راستی در مورد صندوق عقب هم ابعاد هر دو نسبت به سایز بدنه و کلاس اتومبیل ها متوسط و اصطلاحاً کا راه انداز می باشد؛ اما وقتی صندلی های پشتی رو بخوابانیم شرایط کاملاً متفاوت میشود و حالا میتوان نسبت به جابجایی اجسام حجیم هم اقدام نمود.

امکانات رفاهی و ایمنی

هر دو ماشین گزینه های کافی برای این رنج از قبیل ایربگ های جلو، جانبی و پرده ای، ترمزهای ABS و EBD ، سیتم کمکی ترمز، سیستم های کنترل کشش و پایداری، سیستم کمکی حرکت در سربالایی، ورود و استارت بدون کلید، سانروف برقی، تهویه مطبوع اتوماتیک، روکش چرمی صندلی ها و فرمان، چراغهای روشنایی در روز، آینه های برقی تاشونده، بلوتوث، نمایشگر لمسی، رهیاب ماهواره ای، کروز کنترل، نمایش دهنده فشار باد تایر ها و... را در اختیار قرار میدهند که راضی کننده است. اما در قیاس با یکدیگر میتوان هاوال را بدلیل داشتن امکانات اضافه ای مثل ترمز دستی برقی، اتوهلد، آینه الکتروکرومیک، تهویه دو منطقه ای، سیستم فرمان برقی و نمایشگر بزرگتر برنده اعلام کرد؛ هرچند ناگفته نماند که هایما نیز با داشتن گزینه هائی از قبیل دوربین 360 درجه (هاوال فقط دو دوربین یکی دنده عقب و دیگری زیر آینه سمت راست دارد) و صندلی برقی شاگرد، توانسته مقداری از کمبودهایش را در برابر رقیب جبران نماید.

ضمناً در خصوص ایمنی هم تا یادم نرفته بگویم که هاوال H2 موفق شده 5 ستاره از موسسه A-NCAP استرالیا بدست آورد و در طرف مقابل هایما S5 هم با 5 ستاره چینی از موسسه C-NCAP قدم به سرزمینمان گذاشته.

پیشرانه و سیستم انتقال قدرت

پیشرانه های میهمانان امروزمان هم شباهت های زیادی بهم دارند و هر دو با 4 عدد سیلندر، 1.5 لیتر حجم، 16 سوپاپ و استفاده از سیستم پرخوران توربو مشابه هم به نظر میرسند. البته علیرغم این شباهت ها راندمان دو موتور باهم متفاوت است و در اینجا S5 با 161 اسب بخار قدرت و 223 نیوتن متر گشتاور به ترتیب 20 اسب بخار و 21 نیوتن متر قویتر از H2 ظاهر میشود.

خوب با توجه به وزن نزدیک بهم و اختلاف قدرت موجود، میتوان حدس زد که هایما ماشین تند و تیز تری باشد اما با توجه به اینکه S5 برای انتقال قدرت از جعبه دنده نسبتاً کند و اقتصادی CVT استفاده نموده، هاوال هنوز امید دارد که به لطف جعبه دنده 6 سرعته اتوماتیکش بتواند این کمبود توان را جبران نماید. البته گیربکس های CVT هم با تمامی حرف هایی که پشت سرشان هست با بازدهی بهینه خود در کاهش مصرف سوخت تاثیر مثبتی دارند و چه بسا یکی از دلایل کم اشتها تر بودن S5 نسبت به H2 در همین تفاوت گیربکس نهفته باشد.

مدل هاوال H2 هایما S5
پیشرانه 4 سیلندر توربو 4 سیلندر توربو
حجم موتور 1.5 لیتر 1.5 لیتر
حداکثر قدرت 140.8 اسب بخار در دور 5600 161 اسب بخار در دور 6000
حداکثر گشتاور 202 نیوتن متر از دور 2200 تا 4500 223 نیوتن متر از دور 1800 تا 4000
گیربکس 6 سرعته اتوماتیک ضریب پیوسته CVT
مصرف سوخت ترکیبی 9.0 لیتر در 100 کیلومتر 8.0 لیتر در 100 کیلومتر
حداکثر سرعت 180 کیلومتر در ساعت 170 کیلومتر در ساعت
وزن 1525 کیلوگرم 1435 کیلوگرم

تجربه رانندگی

اما به مهم ترین بخش از مقاله رسیدیم. جایی که ماشین ها به صورت عملی بررسی میشوند و بهتر از هر عدد و رقم کاتالوگی، کارائی واقعی خود را نشان میدهند. اگر بخواهم از شباهت ها بگویم میتوانم به نکاتی مثل دید به اطراف کافی و میزان تسلط قابل قبول اشاره کنم؛ همچنین از نظر نرمی فرمان و راحتی صندلی ها نیز اوضاع بر وفق مراد است و به نظر میرسد درون کابین این ماشین ها به این زودی ها خسته نشویم. البته فرمان برقی هاوال اندکی نرم تر می باشد اما شرایط هایما هم از این نظر مناسب ارزیابی شد. از لحاظ عایق بندی نیز از شرایط کلی راضی بودیم زیرا در سرعت های معمول نه صدای موتور خیلی به گوش میرسید و نه صدای کمک ها و لاستیک ها؛ هرچند در دور موتور و سرعت های بالا این آرامش کمی بر هم میخورد که برای این سطح تا حدودی هم طبیعی است. در مورد کیفیت سوای نیز با توجه به کلاس ماشین ها از میزان نرمی و راحتی تقریباً راضی بودیم؛ البته در این بخش هاوال مقداری نرم تر ظاهر شد و سواری خانوادگی تری ارائه کرد اما در عوض هایما در هنگام برخورد با پیچ ها حس چسبندگی بهتری داشت و کمتر از رقیب اسیر حرکات الاکلنگی گردید. در حقیقت میزان کج شدن بدنه هاوال در پیچ ها به قدری است که از اعتماد به نفس راننده برای فشردن پدال گاز میکاهد و این قضیه در هایما کمتر احساس شد. البته با توجه به عملکرد قابل قبول سیستم کنترل پایداری اگر توقعتان را در سطح مورد انتظار از این رده نگاه دارید میتوانید از پایداری هر دو ماشین راضی باشید اما اگر قصد لایی کشیدن و حمله به پیچ های تند را دارید باید به شما بگویم که هیچ کدام از این دو برای اینجور کارها مناسب نیستند.

اما به بحث شتاب میرسیم. اگر بخواهیم خیلی کلی در مورد شتاب صحبت کنیم باید بگوئیم که وضعیت شتاب هر دو ماشین نسبت به سطح قیمتی و سگمنت، مناسب است. اما در یک بررسی دقیق تر، واکنش های پدال گاز بسته به شرایط متفاوت خواهد بود. مثلاً در لحظه آغاز حرکت، اگر در یک خیابان مسطح باشید که هیچ؛ اما اگر در یک سربالایی آن هم با کولر روشن قرار داشته باشید با تاخیری در هر دو ماشین مواجه خواهید شد. یکی از دلایل مهم این تاخیر این است که پیشرانه های کوچک این دو، بدون وجود پرخوران به هیچ عنون پاسخگوی این وزن ماشین ها نیستند و در نتیجه در شروع حرکت و قبل از ورود توربو به مدار، توان کافی برای کنده شدن از زمین را ارائه نمیدهند. البته همانطور که گفتیم در مسیرهای عادی این مشکل چندان احساس نمیشود اما در سربالایی ها یا شرایط تنش "مثل بار اضافه و کولر روشن" تاخیر کاملاً محسوس است. تازه با توجه به خصلت ذاتی گیربکس های ضریب پیوسته، این قضیه در مورد هایما S5 شدیدتر هم احساس شد و ماشین علیرغم موتور قویترش وقفه بیشتری در آغاز حرکت داشت. البته بعد از این شروع کند و نا امیدکننده، شرایط ناگهان تغییر میکند و پس از مدت کوتاهی شاهد شتاب گیری مناسب هر دو ماشین هستیم. این روند خوب حتی تا سرعت های بالاتر از 130 که امکان تستش را داشتیم هم ادامه داشت.

در قیاس با یکدیگر هم باید بگویم گیربکس 6 سرعته هاوال توانسته کمبودهای قدرت و گشتاور را به خوبی جبران نماید و در مقایسه کوتاهی که انجام دادیم هر دو ماشین در هنگام حرکت شتاب تقریباً مشابهی از خود نشان دادند. البته اینکه میگوئیم "تقریباً" بخاطر این است که در آغاز حرکت هاوال به لطف جعبه دنده 6 سرعته اتوماتیک سریعتر از جا کنده شد؛ اما وقتی تست را از سرعت 20 کیلومتر در ساعت "پس از تاخیر اولیه گیربکس CVT" انجام دادیم شرایط هایما بهتر شد. هرچند که باز هم در سرعت 130 کیلومتر بر ساعت هاوال توانست از هایما عبور کند. پس در مجموع نمیشود یکی از این دو را خیلی پرشتاب تر و قویتر از دیگری دانست. البته به گفته مالک هایما، صحبت هایی با مسئولان فنی ایران خودرو صورت گرفته و قرار است یک آبدیت نرم افزاری جدید روی S5 صورت بگیرد که بنا به ادعای ایشان، شتاب را بهبود خواهد بخشید. انشالله در صورت انجام این کار در تست های بعدی این مورد را هم مورد بررسی و مقایسه قرار خواهیم داد. راستی تا یادم نرفته این را هم بگویم که از نظر سیستم ترمز هم هر دو ماشین قابل اعتماد نشان دادند و مشکلی از این حیث احساس نشد.

نتیجه گیری

همانطور که در طول مقاله مشاهده کردید هر دو ماشین چینی امروز ما، با طراحی قابل قبول، اتاق جادار، شتاب ثانویه خوب، سواری نسبتاً نرم و امکانات کافی توانستند خودشان را به عنوان گزینه هایی معقول و منطقی در سگمنت کراس اوورهای شهری معرفی کنند؛ اما بر روی دیگر سکه، نکات منفی مثل تاخیر در شتاب اولیه، پایداری متوسط، و بازار دست دوم نه چندان مطلوب هم وجود دارد که ممکن است برخی را از خرید منصرف کند. خوب پس میشود گفت که احتمالاً انتخابتان را از روی سلیقه فردی و ظاهرشان انجام خواهید داد؛ اما به غیر از این مورد سواری اندکی نرم تر، برند معتبرتر و آپشن های بیشتر هاوال H2 در مقابل قیمت مناسب تر هایما S5 میتواند کفه ترازو را بسته به کاربرد شما به سمت یک ماشین سنگین تر نماید.

گالری عکس هاوال H2 و هایما S5 :